-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 دی 1394 16:56
ما اینجاییم... لذتهای پراکنده http://lezat.blog.ir/ امیدوارم این آخرین اسبابکشیمان باشد! :)
-
deux jour , une nuit
یکشنبه 8 آذر 1394 20:57
دو روز و یک شب یعنی « من به تو اعتماد ندارم.» یعنی بی حسی. تعلیق. و صدتا کلمهی دیگر که میشود من باب احوالات خانوم ساندرا که تمامی ویژگیهای بارز و غیربارز افسردگی را میشود درش دید. باید افتخار کرد به در آمدن چنین شخصیت تمیزی و چنین بازی باشکوهی از ماریون کوتیار ... یک بار دیگر عاشقش شدم. فیلم درام ساده، بسیار...
-
در ستایش موسیقی
چهارشنبه 4 آذر 1394 02:08
بعضی فیلمها هستند که با تو باقی میمانند، گاهی چند روز، بعضی چند هفته، چند ماه، چند سال، تا آخرِ آخر... بعضی فیلمها هم هستند که بعد از تماشایشان... فراموش میشوند... اگر هم بلافاصله از یاد نرفتند، لااقل تا صبح روز بعد، اثر خاصی در ذهنت باقی نخواهند گذاشت. Begin Again برای من، از دستهی دوم بود. تماشایش سرگرمکننده...
-
Pulp Fiction
یکشنبه 24 آبان 1394 02:01
مداد و کاغذ برداشتم و Pulp Fiction رو پلی کردم، برای یادداشت کردنِ زمانِ دیالوگهاش (که پر از دیالوگهایی هست که میتوان نوشت، شدیدا میتوان نوشت) که بعد کپیشان کنم برای این جا؛ قبل از تیتراژ نوشتم دقیقهی یک و... همان شد! تمام. وقتی به خودم آمدم که فیلم دو ساعت و سی و چهار دقیقهای تمام شده بود و روی کاغذ من فقط...
-
مثل یک نی در نیزار*
چهارشنبه 20 آبان 1394 20:42
اگر سبکی تحملناپذیر هستی (بار هستی)، یا هر کدام از کتابهای (نمیگویم رمانهای) کوندرا را خوانده باشید، حتما میدانید که «ماجرا» و «قصه» کمترین سهم ممکن را در آثار کوندرا دارند. یعنی، اگر قرار باشد، قصهی هر کدام از آنها گفته شود، ماجرایی ساده و چندخطی، بدون جذابیتی خاص، در برابر کل اثر، از کار درخواهند آمد. آنچه...
-
فضیلت غیرمنتظرهی جهالت
جمعه 15 آبان 1394 22:36
* این یادداشت پنجشنبه، بیست و هفتم فروردینماه 1394 در لذتهای پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. ـ اون یه دلقک هالیوودی تو لباس پرندهست. ـ آره، درسته. ولی فرداشب ساعت هشت، اون مییاد روی صحنه و همهچیزش رو به خطر میندازه، تو چهکار میکنی؟ ـ اصلا نگران نباش که من ممکنه در مورد شما بد بنویسم. ـ مطمئنم که بد...
-
The Shawshank Redemption
جمعه 15 آبان 1394 22:31
* این یادداشت جمعه، یکم اسفندماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. این بار آسان و واقعی لذت ببرید. حتا اگر قرار نبود امشب (در واقع 2 اسفند، 1 بامداد) تلویزیون باز این فیلم را پخش کند که سالهاست در فهرست محبوبترین فیلمهای IMDB اول است یا دوم، باز هم بالاخره این فیلم به اینجا راه پیدا میکرد. این...
-
In July - Im Juli
جمعه 15 آبان 1394 22:28
* این یادداشت جمعه، هفدهم بهمنماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. اگر ور غرغروی ایرادگیر ذهن من بین 3 تا 5 نیمهشب نرفته بود بخوابد، اگر بعد از تماشای Gone Girl نمینشستم به تماشای این فیلم، اگر ذهنم آمادگی تحمل یک فیلم سرخوش و سرحال را نداشت، شاید، این فیلم را دوست نمیداشتم. البته شاید باز هم...
-
Mary & Max
جمعه 15 آبان 1394 22:23
* این یادداشت یکشنبه، دوازدهم بهمنماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. گفته بودم که فیلمهای قبلا دیدهشده، کتابهای قبلا خواندهشده، لذتهای قبلا تجربهشده، نیازمند یک تلنگر، یک اتفاقاند تا پایشان برسد به اینجا. وگرنه که میشود پشت سر هم و بیوقفه لذت نام برد و به اینجا اضافه کرد. بی هیچ مکث و...
-
فقط عاشقان زنده میمانند
جمعه 15 آبان 1394 22:18
* این یادداشت شنبه، بیستم دیماه 1393 در لذت های پراکنده ی بلاگفا، منتشر شده بود . یک لیست بلندبالا، خیلی بلند بالا، دارم از فیلم هایی که دوست دارم تماشا کنم. یک لیست بلندبالاتر از فیلم هایی که دوست دارم دوباره یا چند باره تماشایشان کنم. یک لیست بلند بالا هم، از فیلم هایی که اصلا مال این جا هستند... وسط...
-
و از این سختتر هم مگر هست
جمعه 15 آبان 1394 22:14
* این یادداشت پنجشنبه، چهارم دیماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. به خاطرِ پیشنهادی برای شب یلدا میخواستم حتما پست بگذارم. حتا به سراغِ اولین فیلمی که نمیدانم به چه دلیلی از همان وقت که به پیشنهاد شب یلدا فکر کردم، به گوشهی ذهنم چسبیده بود، رفتم. البته اصلا فرصت نشد که حتا نگاهی به آن بیندازم....
-
خداحافظ گری کوپر
جمعه 15 آبان 1394 19:06
* این یادداشت پنجشنبه، ششم آذرماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. آنهایی که من را میشناسند، احتمالا میدانند که خداحافظ گری کوپر، یکی از محبوبترین کتابهای زندگیام هست. این را کسی میگوید که از چهارسالگی رمان میشنیده و از هفتسالگی میخوانده و تا هجدهسالگی تعداد زیادی از رمانهای کلاسیک...
-
به شیرینی یه حبه قند
جمعه 15 آبان 1394 19:03
* این یادداشت پنجشنبه، پانزدهم آبانماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. (درست یک سال پیش!) درسته که من، فرصتی برای هیچ کاری و هیچ لذت اضافهای ندارم، درسته که دل من لک زده برای فیلم دیدن، یا کتاب خواندنِ با فراغِ بال، غیر از اون ده بیست دقیقهی هر روز، توی راهِ شرکت، ولی، دلم نمیخواهد هر بار که به...
-
فرنی و زویی
جمعه 15 آبان 1394 18:49
* این یادداشت جمعه، دوم آبانماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. از آنجا که قرار است یک ماهی به درون غار خودم فرو بروم (و البته راه بسیاریست بین قرارهای من و آنچه بعد اتفاق خواهد افتاد!) و از آنجا که بیشتر از یک ماه هست که میخواهم در مورد این کتاب بنویسم و هنوز ننوشتهام، و از آنجا که تجربه...
-
Pride & Prejudice
جمعه 15 آبان 1394 18:45
* این یادداشت دو شنبه، چهاردهم مهرماه 1393 در لذتهای پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. پیشنهاد ویژهای که شاید کمی خندهدار و غیرعادی باشد همین هست: غرور و تعصب. فیلمی که احتمالا همهی شما تماشایش کردهاید و احتمالا خیلی از شماها هم، مثل من، چندین بار تماشایش کردهاید، خیلی از شماها رمانش را خواندهاید و تعدادی از...
-
باغ فردوس، پنج بعد از ظهر
جمعه 15 آبان 1394 18:07
* این یادداشت شنبه، دوازدهم مهرماه 1393 در لذتهای پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. خواندنِ این پست، قبل از تماشای فیلم، «خطر»ِ لو رفتن ماجرا را به دنبال دارد! 1 برای نوشتن از این یکی، من و دنیا، درگیر بازیِ اول تو، اول تو، بودیم! دقت کردهاید که ما چقدر افتراقِ سلیقه داریم؟ به دنیا گفتم فکر نکنم در مورد دو تا از...
-
شب یک، شب دو
جمعه 15 آبان 1394 17:43
* این یادداشت یک شنبه، سیام شهریورماه 1393 در لذتهای پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. از بلوار کرج به کاخ سرازیر میشویم. تو باید بروی به استالین. من باید بروم به فرهنگ. نه به سمت تو میرویم نه به سمت من. من و تو هر کدام اهل خانهیی هستیم. ولی این خانهها ما را صمیمانه دعوت نمیکنند و آزادمان نمیگذارند. این خانهها...
-
Johnny Guitar
جمعه 15 آبان 1394 17:31
* این یادداشت شنبه ، بیست و نهم شهریورماه 1393 در لذت های پراکنده ی بلاگفا، منتشر شده بود . ـ چند تا مرد رو فراموش کردی؟ ـ به اندازه ی اون تعداد زنی که تو به یاد می یاری. ـ هیج جا نرو. ـ من که جایی نرفتم. ـ یه چیز قشنگ به من بگو. ـ باشه. چی میل داری بشنوی؟ ـ به من دروغ بگو. بگو که در تمام این سال ها منتظرم...
-
آیا هیچگاه متوقف نخواهد شد؟!*
جمعه 15 آبان 1394 17:23
* این یادداشت پنجشنبه، سیزدهم شهریورماه 1393 در لذتهای پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. دنیا که پست Gloomy Sunday را گذاشت، قرار گذاشتیم کتاب سیاه را هم بگذاریم. این سومین فیلم اروپایی با موضوع جنگ جهانی دوم هست که توی لذتها گذاشتیم که از سر حسن تصادف، توی هر سه تایشان، آقای سباستین کخ، بازی میکند. (آن یکی و از...
-
فرشتهها به برگرداندن تو نمیاندیشند *
جمعه 15 آبان 1394 17:14
* این یادداشت یکشنبه، نهم شهریورماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. لطفا قبل از تماشای فیلم این پست را نخوانید. پست معرفی این فیلم، پست دنیاست. آیا من آدم بیاحساسی هستم؟ مطلقا نه! * تاثیرگذارترین و زیباترین فیلمها در مورد جنگهای جهانی را، اروپاییها ساختهاند. واضح و مشخص هست که در این خصوص باید...
-
La Fille Sur Le Pont / The Girl On The Bridge
جمعه 15 آبان 1394 16:59
* این یادداشت شنبه، بیست و یکم تیرماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. ـ وقتی کوچیک بودم، تنها چیزی که میخواستم این بود که بزرگ بشم. خیلی هم زود. ولی حالا اصلا دلیلش رو نمیفهمم. نه دیگه. حالا که بزرگتر شدم من آیندهم رو مثل نشستن تو اتاق انتظار میبینم، توی یک ایستگاه بزرگ قطار، پر از نیمکت و...
-
California Dream
جمعه 15 آبان 1394 16:39
* این یادداشت سهشنبه، دهم تیرماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. هر کداممان یک گوشهی نشیمنِ آن ویلای کوچکِ جزیره را اشغال کرده بودیم. یکی روی کاناپه دراز کشیده بود، یکی روی قالیچهی جلوی تلویزیون، دو سه نفر توی رختخواب دراز کشیده بودند، یکی مدام مسیر نشیمن و آشپزخانه را میرفت و میآمد و مدام چایی...
-
Love Me If You Dare
جمعه 15 آبان 1394 16:31
* این یادداشت یکشنبه، یازدهم خردادماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. من برای آخرین بار آمدم! قول! * تا حالا شده عاشقِ اسمِ یک فیلم شده باشید و به خاطر همان اسم دلتان بخواهد ببینیدش؟ یا یک کتاب؟ ماجرای من است و اسم این فیلم. بله دنیا! تو تنها نیستی! Love Me If You Dare یا عنوان فرانسویاش Jeux...
-
Before Sunrise, Before Sunset, Before Midnight
جمعه 15 آبان 1394 16:21
* این یادداشت شنبه، دهم خردادماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. فکر کنید به این که دو نفر، توی خیابانها و کافهها و کوچه پسکوچههای یک شهر، آن هم نیمهشب، راه بروند و حرف بزنند. در مورد چیزهایی که دوست دارند. در مورد چیزهایی که شما دوست دارید. آن هم شهری که نیمهشبش هم زنده و پر از انرژیست. رقص و...
-
The Lives of Others / Das Leben Der Anderen
جمعه 15 آبان 1394 15:55
* این یادداشت چهارشنبه، هفتم خردادماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. لذتی که در دوباره دیدنِ بعضی از شاهکارهاست، قابل مقایسه با... اصلا لذتِ دوباره دیدنِ بعضی از فیلمها، از اولین بار تماشا کردنشان هم بیشتر است. دنیا و میراژ را نمیدانم، ولی خودِ من ترجیح میدهم اینجا بیشتر، با شما، دوباره...
-
من را در مونتاک ملاقات کن*
جمعه 15 آبان 1394 15:48
* این یادداشت سهشنبه، ششم خردادماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. 1 Eternal… فیلم یک بار دیدن نیست. این را به ضرس قاطع میگویم. یعنی حتا اگر قصهی فیلم را هم بدانید (مثل من) شاید در بسیاری از لحظات فیلم سردرگم شوید و خیلی از قطعاتِ پازلِ دقیق و در هم پیچیدهی فیلم را از دست بدهید. البته این مانع...
-
همین جوری، وسط راه... در مورد مامان و معنای زندگی
جمعه 15 آبان 1394 15:20
* این یادداشت سهشنبه، شانزدهم اردیبهشتماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. اول اینکه، کاملا اتفاقی شد که همهی کتابهای لذتها تا اینجا مجموعهی داستان یا داستان کوتاه بودند. واقعا، داستان کوتاه هیچوقت ترجیح و انتخابِ من نبوده. دوم اینکه باز هم کاملا اتفاقی بوده که بعد از دو کتابِ اول که مرگ...
-
Eternal Sunshine of the Spotless Mind
جمعه 15 آبان 1394 15:15
* این یادداشت سهشنبه، ششم اردیبهشتماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. وقتی کوچک بودم، خوشمزه ترین بخش غذا را برای آخر نگه می داشتم. یک جورهایی، در راستای همان قانونِ قورباغه ات را اول از همه قورت بده، ولی در جهت عکس. و البته خوشمزه ترین قسمت غذا برای منِ حالا هم حتا، معمولا ته دیگِ آن...
-
تسخیر قلب تمام شهرهای جهان
جمعه 15 آبان 1394 15:09
* این یادداشت سهشنبه، دوم اردیبهشتماه 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. جیمز جویس، در زمان کوتاهی پس از انتشار اولیس میگوید: «در مورد خودم، من همیشه دربارهی دوبلین مینویسم. چرا که اگر بتوانم قلب دوبلین را تسخیر کنم، میتوانم وارد قلب تمام شهرهای جهان شوم.» * نوشتن در مورد مردگان، آن هم فقط با...
-
مردگان
جمعه 15 آبان 1394 15:02
* این یادداشت دوشنبه، هجدهم فروردین 1393 در لذت های پراکندهی بلاگفا، منتشر شده بود. گروهی اولیسِ جیمز جویس را بزرگترین رمانِ قرن بیستم میدانند. رمانی که سالهاست توسط منوچهر بدیعی به فارسی هم ترجمه شده ولی هنوز مجوز انتشار پیدا نکردهاست. البته فصل هفدهمش در انتهای کتابی دیگر از انتشاراتِ نیلوفر و با ترجمهی...